از یک برنامه رادیویی ....
مجری: بچه هااااا... بگین ببینم... وقتی بابا مامان دارن نماز میخونن ما باید چیکار کنیم؟
کودک فهیم: باید سرو صدا نکنیم
مجری: آفرین... دیگه؟
کودک فهیم: نباید باهاشون حرف بزنیم که حواسشون پرت نشه
مجری: باریکلا... دیگه؟
کودک فهیم: باید آروم باشیم
مجری: ایهیم... دیگه؟
کودک فهیم: امم.... باید صدای تلویزیونو کم کنیم
مجری: دیگه؟
کودک فهیم: به مهرش دست نزنیم
مجری: بعله...
کودک فهیم: ... و نخوریمش
مجری: دیگه؟
کودک فهیم: ___
مجری: وقتی بابا مامان دارن نماز میخونن؟
کودک فهیم: ___
مجری: باید چیکار کنیم؟
کودک فهیم: ـــــــ
مجری: باید بچهی ...؟
کودک فهیم: خوبی باشیم
مجری: آشغالامون رو روی زمین...؟
کودک فهیم: نریزیم
مجری: با غریبه ها صحبت...؟
کودک فهیم: نکنیم
مجری: دندونامونو مسواک...؟
کودک فهیم: بزنیم
مجری: از دستفروشها هلههوله...؟
کودک فهیم: نخریم
....
اینجا من از تاکسی پیاده شدم اما برنامه ادامه داشت.
پ.ن.۱ اینا چشونه؟ نخورده مست اند.
پ.ن.۲ چه خوش گفت اگزوپری پاکزاد که: آدم بزرگ ها این طوری هستن دیگه! بچهها باید نسبت به آدم بزرگها گذشت داشته باشن.
پ.ن.۳ خلاصه اینکه وقتی بابا مامان دارن نماز میخونن... دست تو دماااااغ...؟
پ.ن.۴ آفرین!
خیلی قشنگ بود . خیلی هم قشنگ نقل کرده بودی !؛)
شما هم خیلی قشنگی!
:))
باحال بود
سر صبحی چسبید!
اونم صبح جمعه!
شاد باشی
نوش جان.
سلام
خوب می نویسی
سلام
حالا این که چیزی نیست

یه بار عمو پورنگ داشت با بچههه صحبت میکرد:
خب عسل خوبم بزرگترات هستن؟
-ایهیم
میتونی گوشی رو بدی مامان؟
-نه مامان تو حمومه!
خب پس گوشی رو بده به بابا.
-نه بابا هم تو حمومه!
اهن اوهون. بله بچهها لطفا یه کارتون قشنگ ببینین تا برنامه رو با همدیگه ادامه بدیم.
بعله...دیگه چه خبر؟
اینا بزرگترا رو خر فرض میکنن شما در مورد بچه ها گیر دادی؟
خب من در مورد بچه ها حساس ترم تا بزرگترا!
دو تا جریان یادم اومد که خیلی خفن هستن..
یکیشو که اصلا روم نمی شه بگم اون یکی رو هم اگه بگم می برنم اوین...صدا و سیمای ایران از این سوتی عا زیاد داره
کار درستی می کنی... هم اینجا محل عبور و مرور خونواده است هم ما راضی به گرفتاری شما نیستیم!
اجازه دارم این پست رو لینک کنم ؟!
البت خواهر من!
سلام
قشنگ بود. خندیدیم.
« از دستفروشها هله هوله ... ؟»
مگه مامان بابا میروند توی کوچه نماز می خوانند؟؟!
واقعا که !
قافیه چو تنگ آید ...