باید زندگی کرد، این دنیا برای من و تو، برای نفس تازه کردنهامان، برای خستگی درکردنهامان، صبر نمی کند. با همه شدتاش میگذرد. باید زندگی کرد.
Before you judge me, try hard to love me
اول اینکه:کاملن بدیهیه این جمله از من نیست. یه تیکه از ترانه کودکی مرحوم مایکله. اما من این روزها و ساعتها کاملا احتیاج دارم این موضوع رو به همه جانداران دور و برم یادآوری کنم. بس که کمبود عاطفی دارم. بس که قضاوت میشم. بس که قبل از اینکه کمبودهام مورد بررسی و در دست اقدام قرار بگیره، حکمام صادر میشه .
بس که کارنامه میذارن تو بغلم. که روی همگی هم با غیظ و غضب تمام مهر قرمزی کوبیدن که یعنی مردود!
دوم اینکه: اصلن قرار نیست اتفاقی بیافته و این به تنهایی یعنی تیر خلاص.
سوم اینکه: دلم می خواد برم تو غار خودم و این همه طلبکارا راه نیوفتن دنبالم که قرار استخرمون چی شد و سفرمون کی کنسل شد و فلان برنامه به کجا رسید و الان تو چه کاره ای و یالا توضیح بده و خودتو توجیه کن و ... بدبختی اینجاست که من اینقدر صاف و ساده ام که حتی آدرس غارم رو هم دو دستی گذاشتم کف دستشون. حالا تنها امیدم به اینه که تا رفتم توش سریع یه عنکبوت تر و فرز و یه کفتر زبل و بلا بیان و با همکاری هم صحنهای از تاریخ رو بازسازی کنیم. آدم خیالبافیام من!
چهارم اینکه: میدونم بد جایی وایسادم. اینجا وایسادن فقط آمار تصادفات و تلفات رو بالا می بره. باید راه بیفتم. کمی جلوتر ... اگه نشد کمی عقبتر...
* از فکو اخراج شدم! هه! بعد از دو سال و چندماه باید خبرش برسه؟
* وقتی شانس نداری بیزحمت دراز بکش و بمیر. بی هیچ کلمه یا حرکت اضافه!
* هر موقعی از سال میشه به خواب زمستونی رفت الا شهریور ماه. بس که دلهرهی از دست دادن، توش زیاده!
* این روزها همه فلوکستین می خورند. شما چطور؟
* بیا تا برویم از این ولایت من و تو...
* دینی دارم به صدا و سیما، خصوصا خبر هشتوسی، این شبها، زلال احکام و... نمی رسم از خجالتشون دربیام و وقتش میگذره... حیف!
* سه غم آمد به جانم هر سه یکبار ( سه در اینجا عدد کثرته. کنایه از خیلی)
* من او کتاب مزخرفی بود. از چهارصد و خورده ای صفحه فقط یه جمله اش به دلم نشست. باقی سوهان روح بود... منم که مازوخیست!
* کتابهام ته کشیده... از بی سیگاری می زنم زیر آواز!
* دیشب چه رعد و برقی داشتیم. با صدای دالبی.
* آه باران
ای امید جان بیداران
بر پلیدی ها
که ما عمریست در گرداب آن غرقیم
آیا چیره خواهی شد!؟
آه باران! ...
* ارحم من راس ماله رجاء...
این هذیان نامه می تواند ادامه داشته باشد... اما ندارد!
پ.ن.ب.ر. پایان تلخ ار تلخی بی پایان؟ ویچ وان دو یو پریفر؟ یو نو ویچاور یو چوز یور گانا گت دی آدر... یاه یاه یاه!