لاک پشت خیال باف (جوجه اردک سابق)

باید خندید، بخشید و فراموش کرد.

لاک پشت خیال باف (جوجه اردک سابق)

باید خندید، بخشید و فراموش کرد.

سقوط

سقوطی که من ازش حرف می‌زنم و گمونم تو دنبالشی سقوط خاصیه. یه سقوط وحشتناک. مردی که سقوط می‌کنه حق نداره به قهقرا رسیدنشو حس کنه یا صداشو بشنوه. همین‌طور به سقوطش ادامه میده. همه‌چی آماده‌اس واسه سقوط کسی که لحظه‌ای تو عمرش دنبال چیزی می گرده که محیطش نمی‌تونه بهش بده یا فقط خیال می‌کنه که محیطش نمی‌تونه بهش بده. واسه همینم از جست‌و‌جو دست می کشه. حتا قبل از اینکه بتونه شروع کنه دس می کشه. متوجه می شی؟* 

 

* ناتور دشت/ جی. دی. سلینجر

نظرات 4 + ارسال نظر
لیلیت 10 شهریور 1388 ساعت 23:53 http://ladyla.blogsky.com

زنده باد سلینجر

ماهی سیاه کوچولو 11 شهریور 1388 ساعت 01:17

فقط خوبه آدمی که سقوط می کنه، سقوطش کشدار نباشه. یهویی، سریع و با شتاب سقوط کنه.. بومب.. تمام و خلاص

سلینجر عالیه. "فرانی اند زویی" حرف نداره.. "ناتور دشت" و "بالا بلندتر از هر بلند بالایی" هم خیلی خوبن..

شاید...
موافقم. سلینجر عالیه!

رایان 11 شهریور 1388 ساعت 08:39

والا من فقط ا. گ. سینجر رو می‌شناسم!!

همکارن تقریبا...ایشون تو کار تغذیه جسم‌اند این آقا تو کار تغذیه روح

شاهین 11 شهریور 1388 ساعت 09:20 http://sharad.persianblog.ir

سلام
بعضی وقتها آدم با یکبار خواندن نمی فهمد دنیا دست کیست. باید یکبار دیگر بخوانی. بلکه باز هم یکبار دیگر.
این کتاب رو قبلا خوانده بودم. ولی این پاراگراف خیلی بود. خیلی !
بعضی ها خیلی می فهمند. الکی نیست که کتابشان بعد از این همه سال هنوز پرستیده می شود. این آقای سلینجر هم از همان قماش است.
ولی خداوکیلی زیاد فهمیدن هم خوب نیست. آدم به جاهای خوبی نمی رسد!

سلام
سخت هست ولی از اون سختیهایی که هیشکی حاضر نیست ذره ای از اونچه داره واگذار کنه! سعادت بیخبری چندان لطفی نداره!

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد