بیا بشین... قلم و کاغذ هم بیار...با یک لیوان چای داغ ... و شکلات تلخ...
می خواهیم ویش لیست بنویسیم.
بنویسیم؟ من هستمولی یه قول! همونی که هست رو بنویسیم نه اونی که درسته! قبوله؟ اونی که تو دلمونه نه اونی که قشنگتره!
اونی که درست تره یا قشنگتر میتونه آرمان یکی باشه اما نه آرزو...آرزو همونیه که تو دلمونه!
چقدر کار سختی یه.... از زمانی که اسمش رو شنیدم و فهمیدم یعنی چی به خودم گفتم می نویسم ولی نشده که نشده. آرزوها می یان برآورده می شن یا نمی شن و من نمی نویسم شون.
آسون نیست...موافقم
من آرزوی اول و آخرم اینه که به این درک برسم که هیچ آرزویی نداشته باشم. دلم می خواد همه زندگیم در لحظه خلاصه بشه..
ایده خوبیه اما تو این لحظه هایی که می گذره بضاعت اینو نمی بینم که بتونه همه زندگی رو توخودش بگنجونه... از روزهای سخت در پناه آرزوها میشه عبور کرد.
بنویسیم؟ من هستم
ولی یه قول! همونی که هست رو بنویسیم نه اونی که درسته! قبوله؟ اونی که تو دلمونه نه اونی که قشنگتره!
اونی که درست تره یا قشنگتر میتونه آرمان یکی باشه اما نه آرزو...آرزو همونیه که تو دلمونه!
چقدر کار سختی یه.... از زمانی که اسمش رو شنیدم و فهمیدم یعنی چی به خودم گفتم می نویسم ولی نشده که نشده. آرزوها می یان برآورده می شن یا نمی شن و من نمی نویسم شون.
آسون نیست...موافقم
من آرزوی اول و آخرم اینه که به این درک برسم که هیچ آرزویی نداشته باشم. دلم می خواد همه زندگیم در لحظه خلاصه بشه..
ایده خوبیه اما تو این لحظه هایی که می گذره بضاعت اینو نمی بینم که بتونه همه زندگی رو توخودش بگنجونه... از روزهای سخت در پناه آرزوها میشه عبور کرد.