*از گردش روزگار معلومم شد
پیش تو
چه دف زنی
چه شمشیرزنی
*بیت بالا از لطفعلی خان زند بود.
*یادم باشه وقتی به این هم عادت کردم، یکبار دیگه داستانش رو بخونم. داستان بسیار جذابی بود در ژانر اکشن درام!
*درست یادم نمونده. انگار آغا محمدخان قاجار هم، بعد از هر تسخیر و تصرفی دستور میداده چشم ملت رو دربیارن. حتی گاهی زحمتش می افتاده گردن انگشت مبارک خودشون!
*یادم باشه وقتی عادت کردم، یکبار دیگه داستانش رو بخونم.
*میگن یه مرد برای هضم دلتنگی هاش گریه نمی کنه. قدم میزنه.
*همراه شو هم بغض!
*تاریخ، معلم سخاوتمندی بود. من، زیاد باهوش نبودم.
*به این هم عادت می کنم اما... هرگز نشود خالی از دل، محن من!