مرا مرده می خواهند تا بگویند از ما بود
این را بارها شنیده ایم... از زبان خیلی ها... که هرگز نگفتند...
آدمهایی که زنده شان موی دماغ است... مرده شان چشم و چراغ
شاهدان عینی یک قصه، یک تاریخ که قراراست دیگرگونه روایت شود، ویرایش شود، دچار حک و اصلاح شود و مبتلا به بازبینی... اما آنها ویراستار نیستند که هیچ، حافظه خوبی هم دارند.
خبر را که شنیدم یاد آن قسمتی از کتاب مزرعه حیوانات افتادم که ناپلئون شخصا در جلسه روز یکشنبه حضور یافت و خطابه کوتاهی به افتخار باکسر ایراد کرد...
حالا که رفته ای همه می گویند با ما آشنا بود.
روحت شاد پیرمرد...
سلام ..
زیبا نوشتی..
سلام
کتاب عالی هست. محشره.
راستی یه کتابی معرفی کرده بودین من گفتم میخرم! چی بود؟
«هفته ای یه بار آدمو نمی کشه» از سلینجر
مرسی. امروز بگم بخرن.