لاک پشت خیال باف (جوجه اردک سابق)

باید خندید، بخشید و فراموش کرد.

لاک پشت خیال باف (جوجه اردک سابق)

باید خندید، بخشید و فراموش کرد.

چه کسی کشت مرا ؟

 

همه با آینه گفتم آری
همه با آینه گفتم که خموشانه مرا می پایید
گفتم ای آینه با من تو بگو
 چه کسی بال خیالم را چید ؟
چه کسی صندوق جادویی بی اندیشه من غارت کرد ؟
چه کسی خرمن رویایی گلهای مرا داد به باد ؟
سرانگشت بر آیینه نهادم پرسان
چه کس آخر چه کسی کشت مرا
 که نه دستی به مدد از سوی یاری برخاست
نه کسی را خبری شد نه هیاهویی در شهر افتاد ؟
آینه
 اشک بر دیده به تاریکی آغاز غروب
بی صدا بر دلم انگشت نهاد  

                                                              سیاوش کسرایی

نظرات 2 + ارسال نظر
حسین 23 آذر 1387 ساعت 23:32 http://201263.blogsky.com

دردهای من
جامه نیستند
تا ز تن در آورم
چامه و چکامه نیستند
تا به رشته‌ی سخن درآورم
نعره نیستند
تا ز نای جان بر آورم
دردهای من نگفتنی
دردهای من نهفتنی است
دردهای من
گرچه مثل دردهای مردم زمانه نیست
درد مردم زمانه است...

عالی بود ... عالی. ممنونم

[ بدون نام ] 24 آذر 1387 ساعت 01:04 http://no-1.blogsky.com

شعر قشنگی بود ... (ای کاش یه ذره مفهوم شعر رو می فهمیدم)

مفهوم شعرچیزی بود تو مایه های : از ماست که بر ماست... مگه نه؟

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد