کاش در باغ
گل سرخی بود...
اگر بود...
می تونستم بچینمش ، سنجاقش کنم به موهام یا بچسبونمش به یقه کتم!
یا باهاش گل خشک درست کنم!
یا باهاش فال بگیرم:
«میشه!نمیشه!...میاد!نمیاد!»!
یا بکوبمش و باهاش گل پر درست کنم!
یا با آب و شکر بجوشونم اش بشه مربا!
»کاش
ای کاش
باز در باغ گل سرخی بود...»
ایرج جنتی عطایی