لاک پشت خیال باف (جوجه اردک سابق)

باید خندید، بخشید و فراموش کرد.

لاک پشت خیال باف (جوجه اردک سابق)

باید خندید، بخشید و فراموش کرد.

لیوا نم!

- خانم..بقیه پولتون! 

- خیلی مم.. آقا این چرا خیسه؟ 

ـ چیزی نیست ... تو جیبم بوده عرق کرده...  

- آخه ....(با نگاهی که تردید و چندش رو به نمایش گذاشته...) 

- خیالتون راحت ...

می گیرم و پیاده می شم..گوشه اسکناس رو با نوک دو انگشتم گرفتم و عاجزانه دارم دنبال یک صندوق صدقات می گردم...جمله آخرش بد جوری نگرانم کرده...  

بایدمثبت فکر کنم. به نیمه پر لیوانم نگاه می کنم ! می بینم که واقعا خدا خیلی دوستم داره که با اسکناس تو جیبش نرفته دستشویی که اونجا یهو از جیبش بیفته پایین که اونهم نتونه ازش بگذره و برش داره تاکنه بگذاره تو جیبش... 

لیوانم اینهمه خوش اقبالی رو تاب نمی آره... 

 

  

 

خیلی وقته که می دونم ... حتی نیمه پر لیوانم از نیمه خالی لیوان خیلی ها خالی تره...

عروسک!

 از شهرستان آمده بودند. برای خرید . دخترک چنان از دیدن عروسکهای رنگارنگ داخل ویترینها به هیجان آمده بود که اصلا متوجه نشد بالاخره کدام لباس عروس را برایش خریدند.

شکوایه

خدای مهربون! 

تو میدونی اینهمه انرژی منفی که تو نوک انگشتهای دستم جمع شده از کجا اومده؟ 

یا اینکه چرا به محض روشن کردن سیستم ام اسپیکرهاش سوخت؟ 

یا بعد از ظهر که می خواستم شیر بادام درست کنم چرا تیغه مخلوط کن نچرخید؟ 

یا دستگیره در به جای اینکه رو در باشه تو دست من چکار می کرد؟ 

یا گناه اون بیست و یک پارچه ظرف شکسته تو ده دوازده روز گذشته پای کیه؟ 

... 

خدا جون میشه به بچه های تعمیرات بگی بیان این قطبیت انرژیش رو عوض کنن؟ 

اگه نمیشه که .....حداقل دشارژش کنن؟ 

راستی خداجونم .... چقدر دیگه از گارانتی ام مونده؟

جان کلام!

 

 دوستم: من دیگه نمی تونم این وضعیت رو  تحمل کنم ، می فهمید؟ به پوچی رسیدم.. 

مادربزرگ دوستم: می فهمم مادر.....  همه جوونهای این دوره پوک شدن!

لطفا یک دل و جگر...

خدا بیامرزه اخوان ثالث رو...بعضی وقتها که کلمات هم  تحریمم می کنند،  به دادم می رسه...

اصولا همه شاعرها کس روزهای بی کسی مون هستن...  

من اینجا بس دلم تنگ است
و هر سازی که می بینم بد آهنگ است
بیا ره توشه برداریم
قدم در راه بی برگشت بگذاریم
ببینیم آسمان هر کجا، آیا همین رنگ است ؟

بازشدم یک مومیایی... 

باز استاد sms داده که کجایی.. چه خبر از WSN...

باز لیلا زنگ زده  بپرسه چی برام بگیره....چقدر دلم می خواست بگم  لطفا یک دل و جگر... 

چقدر پر از بغضم پای صحبت ، پای تلفن، پای معاشرت، حتی وقتی دارم جواب sms میدم...

باز دلم هوای کوه و بیابون کرده....

باز خدا جوابم کرده.....