چند وقت پیش فیلمی دیدم با عنوان «حیوان بزرگ» .
توی صحنه ای مرد شترش رو برده بیرون برای هواخوری. توی دشتی وسیع و مسطح دارن قدم می زنند. مرد در حالیکه قلاده شتر را بدست دارد و پیشاپش اون راه میره، نگاهی به کرانه های ناپیدای دشت می کنه و میگه:« می بینی دوست من ! این یعنی آزادی...» شتر جوابشو نمی ده. مردچشمش می افته به قلاده ای که بدست داره و می گه:«اینو میگی؟ درسته ! این اسمش قلاده است ولی باور کن اگر این دست من نباشه سگهای ولگرد رو میندازن به جونت..بچه ها بطرفت سنگ پرت می کنن...»
و راست می گفت.
تو صحنه دیگری دوباره مرد و شترش اومدن هواخوری. مرد به شترش میگه:« میبینی اینجوری خیلی بهتره... منو تو می تونیم کنار هم راه بریم، نه من جلوتر و تو به دنبالم ...» اینبار یک قلاده با تسمه بلند تر براش خریده ...
***
آه اگر آزادی سرودی میخواند کوچک
کوچکتر حتی
از گلوگاه یکی پرنده احمدشاملو
***
پ. ن: به خدا ما بی سواد نیستیم و می دانیم قلاده برای سگ است و افسار برای شتر، اما آنچه از نظرتان گذشت عین عبارات فیلم بود و امانتداری محض...و اینکه واقعا آنچه به شتر بسته بودند قلاده بود چون فقط گردن حیوان آزاد را درگیر کرده بود و سوراخهای دماغ و فک و پک و پوزه اش آزاد بودند...
سلام وبلاگت زیبا بود
اگه وقت کردی به وبلاگ منم سربزن
فقط نظر یادت نره
راستی برای تبادل لینک یا لوگو آمادم
اگه لینک یا لوگو منو گذاشتی خبرم کن
very fantastic
سلام
وبلاگتون اسم جذابی داره بعضی وقتها میام به بلاگتون حتی اگه نظر ندم اسمش به خودیه خود جذاب هست حالا جذابیت مطالبش به کنار
موفق باشید
داریم فرو میرویم کمکم!
در فکر!
Akhare azadie adamam tuye in donya mese halate 2vome!
Akhare azadie adamam tuye in donya mese halate 2vome!
لذت بردم از نوشته هات. صاف و ساده و صمیمی.
موفق باشی
متشکرم
سلام.
۱- آزادی برای بعضی ها مساوی با مرگه. بعضی های دیگه هم اینو خوب می دونن و نمی ذارن اون بعضی ها خدایی نکرده توی آزادی بمیرن. نمونه اش همین شعرا و نویسنده های خودمون که آزادی براشون ... (البت بلا نسبت )
۲- خیلی با نمک می نویسی همه پست های وبلاگت رو خوندم و لذت بردم. ( سپاس )
ممنونم...