خدا بیامرزه اخوان ثالث رو...بعضی وقتها که کلمات هم تحریمم می کنند، به دادم می رسه...
اصولا همه شاعرها کس روزهای بی کسی مون هستن...
من اینجا بس دلم تنگ است
و هر سازی که می بینم بد آهنگ است
بیا ره توشه برداریم
قدم در راه بی برگشت بگذاریم
ببینیم آسمان هر کجا، آیا همین رنگ است ؟
بازشدم یک مومیایی...
باز استاد sms داده که کجایی.. چه خبر از WSN...
باز لیلا زنگ زده بپرسه چی برام بگیره....چقدر دلم می خواست بگم لطفا یک دل و جگر...
چقدر پر از بغضم پای صحبت ، پای تلفن، پای معاشرت، حتی وقتی دارم جواب sms میدم...
باز دلم هوای کوه و بیابون کرده....
باز خدا جوابم کرده.....
اوهوم..
دل نه ولی جگر دوست دارم!
کوه و بیابون هم عالیه. آخرش هم خواهم زد به کوه و صحرا
البته بهتره بگم ده ! میرم یه دهی و به دور از اینهمه آدم تا آخر عمرم با زمین و کوه و آسمون و خورشید و درختا و جنگل و ....
زندگی خواهم کرد.